چهره خوانی.روانشناسی چهره.زبان .حرکات بدن.مهارتهای کلامی،لکنت.نارسایی گفتار.فن بیان.روش مطالعه و یادگیری. روانشناسی فروش

سرگزمی و جالب.

 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ٦:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢٠
 

وقتی تعامل افراد را مورد مشاهده قرار می‏دهیم، در می‏یابیم که یکی از جنبه‏های بارز تعامل، حرکات آنهاست. منظور از حرکات کلیه حرکاتی است که با بدن انجام می‏دهیم مثلاً ژست‏ها، حرکات اندامهای بدن، تکان دادن سر، حالتهای چهره، نگاه‏ها و وضعیت بدن. ما در حین ارتباط حرکت می‏کنیم و با این حرکات به انتقال اطلاعات، نگرش‏ها، حالات عاطفی یا خلقیات و پایگاه خودمان می‏پردازیم. پترسون (1983) با زبانی اختصاصی‏تر می‏گوید: «حرکات بدنی، پنج کارکرد دارند. دادن اطلاعات، تنظیم تعامل، ابراز حالات عاطفی، کنترل اجتماعی و تسهیل اهداف». این طبقه‏بندی شبیه طبقه‏بندی سه‏گانه اکمن و فریزن (1969) است که حدوداً چهارده سال قبل مطرح شد. در واقع این سه دسته، یعنی نشانگرها، ابرازهای عاطفی و تنظیم کننده‏ها، همان عوامل ایجاد تسهیل در اهداف، ابراز عاطفه و تنظیم تعامل هستند.
اما اکمن و فریزن به دو کارکرد دیگر هم اشاره کرده‏اند که در سایر طبقه‏بندی‎ها دیده نمی‏شوند. این دو عبارت اند از: معرف‎ها و انطباق‏دهنده‏ها. منظور از معرف‏ها آن دسته از رفتارهای غیر کلامی هستند که معادل کلامی دارند، مثلاً وقتی می‏خواهیم بدانیم ساعت چند است، به مچ دست خود اشاره می‏کنیم و یا برای نشان دادن پیروزی و موفقیت، شست دست را بالا می‏بریم. اما وقتی امکان استفاده از کانال‏های کلامی وجود ندارد، به این ژست‎‏ها متوسل می‏شویم. به نظر اکمن و فریزن ما استفاده از انطباق دهنده‏ها را که نشانگر جهت‏گیری ما در برابر پیامهای کلامی و بخشی از خصوصیات ما هستند، دز کودکی یاد می‏گیریم. بیقراری دستها و انگشتان و ضربات پاها هنگام اضطراب و تنش، بیشتر از کلمات دارای بار عاطفی هستند. در ادامه این بخش این کارکردها را در قالب پنج بخش اصلی حرکات مورد بحث و بررسی قرار می‏دهیم: ژست‏ها، وضعیت بدن، تکان دادن سر، نگاه خیره و حالات چهره.

ژست‌ها

کندون (1989) بین ژست‌هایی که به طور کامل جایگزین رفتار می‌شوند (خود مختاری ژستی) با ژست‌های مکمل گفتار (نشانگرها) تمایز می‌گذارد. ژست‌های خود مختار یا به قول اکمن و فریزن معرفها، جاهایی مورد استفاده قرار می‌گیرند که صحبت کردن غیرممکن است، مثلاً در محیط‌های پر سر و صدا (طبقه همکف یک کارخانه شلوغ) یا وقتی طرفین فاصله زیادی با یکدیگر دارند (پلیس‌هایی که در پست نگهبانی خود هستند). حرکات خاصی که به طور روزمره مورد استفاده هستند و معنادار هستند، عبارتند از:
ژست                استنباط دیگران
درازکردن دست‌ها            التماس
این پا آن پا کردن            بیقراری
تکان دادن دست‌ها            خداحافظی
بالا انداختن شانه            بی‌اطلاعی
ضرب گرفتن روی میز        اضطراب
نشان دادن مشتهای گره کرده        عصبانیت
بالا بردن کفدست به سمت جلو            توقف، صبر کردن
بالا بردن شست                موفقیت
وارونه کردن شست                شکست
گره شدن مشت‌ها                ترس
مالیدن چشم‌ها                خستگی
اشاره با دست و انگشت            برو!
کف زدن (تند)                تأیید
کف زدن (آرام)                عدم تأیید
یک نکته جالب این است که هرفرهنگی ژست‌های خود مختار خاصی دارد (کندون، 1981) و فرهنگ‌های مدیترانه‌ای در مقایسه بافرهنگ‌های شمال اروپا از لحاظ ژست‌های خودمختار غنی‌ترند(موریس و دیگران، 1979). اما برای شناخت ریشه‌های این نظام‏ها و فواید آنها باید پژوهش‏های بیشتری انجام دهیم.
فلدمن و دیگران (1981) بین ژست‌هایی که باگفتار همراهند (نشانگرها) و برای توضیح اشیاء یا رویدادها به کار می‌روند و ژست‌هایی که متوجه خود هستند، تمایز می‌گذارند. آنها معتقدند ژست‌های دستی همراه گفتار، موجب برقراری ارتباط می‌شوند، اما گروه دوم وظیفه تخلیه تنش را بر عهده دارند. اجازه دهید ابتدا ژست‌های دستی همراه گفتار را بررسی کنیم. این ژست‌ها برای نشان دادن نکات مورد تاکید به کار می‌روند، مثلا وقتی معلمی از دانش آموزان می‌خواهد نکات مهمی را به یاد بسپارند، آن نکات را با انگشتانش برمی‌شمارد. این نکته در جریان پژوهشی در مورد استفاده معلمان از مهارتهای غیرکلامی مشخص شد. در این پژوهش معلوم شد نگاه خیره، حالت‏های خفیف چهره و ژست‌های دستی از جمله رایج ترین رفتارهای غیرکلامی هستند (کادونک، 1991). همچنین معلوم شد که معلمان بیشتر از نشانگرها استفاده می‌کنند تا معرفها. ژست‌ها محتوای کلامی گفتار را هم ترسیم می‌کنند. این ترسیمات می‌توانند در مورد اشیا، وقایع، روندهای فکری و باشند. ژست‌های دستی به تسهیل صحبت نیز کمک می‌کنند؛ مثلاً وقتی در حال پیدا کردن کلمات و جملات مناسب هستیم، برای سرعت بخشیدن به فرآیندهای فکری‌مان از دست‌ها کمک می‌گیریم. معلمان، مصاحبه‌گرها، سخنرانان و فروشندگانی که به خوبی از حرکات دستهای خود استفاده می‌کنند، معمولاً نظر مشتریان را به خود جلب می‌کنند و از این طریق اشتیاق خود را نشان می‌دهند و تعامل با دیگران را تجربه‌ای تحریک آمیز و لذت بخش می‌سازند. کندون به ژست‌های بیانی اشاره می‌کند و می‌گوید: «سخنگویان، انتقال معنا را طوری بین کلمات و ژست‌ها تقسیم می‌کنند که مفهوم به خوبی منتقل شود، یا تأثیر خاصی بر شنونده گذارد. سخنگویان، انتقال معنا را طوری بین کلمات و ژست‌ها تقسیم می‌کنند که مفهوم به خوبی منتقل شود، یا تأثیر خاصی بر شنونده بگذارد، مثلاً وقتی گفتن جمله‌ای موجب شرمندگی دیگری می‌شود، ما می‌توانیم به جای گفتن آن جمله، از ژستی خاص استفاده کنیم. در مواقعی نیز که وقت کافی برای صحبت کردن نداریم، می‌توانیم برای کوتاه شدن کلام از ژست‌ها استفاده کنیم. ژست‌ها به روشن شدن کلمات مبهم و دادن اطلاعات اضافی هنگامی که کلمات به تنهایی گویا نیستند هم کمک می‌کنند. راجرز (1978) در یک بررسی از هشت دانشجوی مذکر و مؤنث خواست فیلم صامتی را ببینند (فیلمی از جست و خیزهای یک توپ تنیس یا منحرف شدن یک اتوموبیل) و ماجرا را برای کسی که نمی‌توانست فیلم را ببیند تعریف کنند. او به این نتیجه رسید که ژست‌ها می‌توانند ما را در بیان روشن‌تر توصیفات و توضیحات یاری کنند. وی سپس توضیحات این افراد را از طریق ویدئو ضبط کرد و آنها را به صورت تصویری یا به صورت صوتی به دیگران نشان داد. نتایج به دست آمده نشان دادند که ترکیب صوت و تصویر موجب افزایش وضوح توصیفات می‌شد. رایزبرو (1981) با انجام سه بررسی، شواهد بیشتری در مورد تأثیر ژست‌ها بر وضوح گفتار ارائه داد. او ابتدا نشان داد که وقتی توصیفات همراه ژست هستند، موضوع قابل فهم‌تر خواهد شد. در ضمن، وقتی از ژست‌ها استفاده می‌شد آزمودنیها داستان را دقیق‌تر به یاد می‌آوردند. به‏علاوه وقتی سر و صداهای مزاحمی وجود داشت، ژست‌ها به فهم داستان کمک می‌کردند.
اگر نشانگرها را مکمل گفتار بدانیم، وقتی امکان استفاده از ژست‌ها را نداریم یا در استفاده از آنها محدودیت داریم، گفتارمان نارسا و نامشخص خواهد شد. گراهام و هیوود (1976) از گروهی از دانشجویان مذکر انگلیسی خواستند در دو حالت به تبادل اطلاعات بپردازند؛ نخست با دست‌های باز و سپس با دستان بسته. در حالت دوم، بسته بودن دستها موجب افزایش وقفه‌ها شد.
پس دست‏ها می‌توانند حالات هیجانی را هم منتقل سازند. گرچه ما این عمل را به طور تعمدی انجام نمی‌دهیم برای مثال مصاحبه شونده عصبی و مضطربی که مدام دست‏هایش را به هم می‌پیچد، با حلقه، ساعت و یا با لبه لباسش بازی می‌کند، در واقع حالات درونی خودش را نشان می‌دهد. اگر مانع حرکات دست‏های او شویم و او را تشویق کنیم از دستهایش فقط برای تسهیل گفتارش استفاده کند، درواقع جلوی این «افشاگری‏های اجتماعی» او را گرفته‌ایم. سایر شیوه‌های تخلیه تنش در حین مصاحبه عبارت اند از: کوبیدن پاشنه پا بر روی زمین، یا سفت کردن ماهیچه‌های ساق پا. البته این نوع افشاها چندان بارز نیستند. ژست‌های دستی، حالات هیجانی دیگری را هم فاش می‌کنند، مثلاً گذاشتن دست روی دهان به معنای دستپاچگی، سفت شدن انگشتان به معنای عصبانیت مشت کردن انگشتان به معنای پرخاشگری، گذاردن دستها بر روی چشم به معنای شرم، و ناخن خردن وگزیدن انگشتان به معنای عصبی بودن است.


 
comment نظرات ()