چهره خوانی.روانشناسی چهره.زبان .حرکات بدن.مهارتهای کلامی،لکنت.نارسایی گفتار.فن بیان.روش مطالعه و یادگیری. روانشناسی فروش

سرگزمی و جالب.

 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ٤:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱٦
 

ارتباط غیرکلامی و زبان بدن

 

 

علائم غیرکلامی، نه‌تنها احساسات فرد را به تصویر می‌کشند بلکه اغلب نشان می‌دهند او چگونه با احساسات کنار می‌آید.

 

بخش مهمی از تعامل انسان‌ها شامل ارتباطات غیرکلامی است. مثلاً اطوارها، حالت‌های چهره و ژست‌های افراد می‌توانند نگرش‌ها و احساسات آن‌ها را به دیگران انتقال دهند و این حرکات و موارد زیاد دیگری می‌توانند حتا مؤثرتر از پیام‌های کلامی باشند.

 

به نوعی می‌توان گفت: کنش متقابل شامل شکل‌های متعدد ارتباط غیرکلامی -مبادله اطلاعات و معنی از طریق حالت‌های چهره، اشارات با حرکات بدن- می‌شود. ارتباط غیرکلامی گاهی «زبان بدن» نامیده شده، که گمراه‌کننده است، زیرا از این‌گونه اشارات غیرکلامی برای حذف، تقویت یا بسط آن‌چه که به صورت کلام گفته می‌شود استفاده می‌کنیم. «الکساندر لوون»، روان‌شناس، این نکته را چنین بیان می‌کند: «هنگامی که انسان تفسیر زبانِ اشارات را یاد می‌گیرد، هیچ واژه‌ای را به اندازه آن روشن و واضح نمی‌یابد.»

 

تحقیقات نشان داده است که محل قرارگرفتن دست‌وپا در هنگام مکالمه چیزهایی درباره پایگاه متفاوت افراد به ما می‌گوید. وقتی افراد با کسانی صحبت می‌کنند که از نظر پایگاه از آن‌ها پایین‌ترند یا از قدرت کم‌تری برخوردارند، بدن آنان آرام‌تر و راحت‌تر است. اما وقتی با افرادی از پایگاه بالاتر صحبت می‌کنند ژست آن‌ها خشک‌تر و به‌اصطلاح عصا قورت داده‌تر است. در حالی‌که وضعیت راحت‌تر بدن که کمی متمایل به سوی شخص دیگر باشد، نشان‌دهنده علاقه و دوستی است.

 

یک انسان نمی‌تواند ارتباط برقرار نکند. او می‌تواند تصمیم به ادامه گفت‌وگو بگیرد، اما غیرممکن است که بتواند جلوی رفتار خویش را بگیرد. رفتار یک فرد- حالت‌های چهره، حرکات بیان‌گر، وضع اندام و اعمال دیگر- جریانی بدون وقفه از اطلاعات و منبعی پایدار از نشانه‌های مربوط به احساساتی است که او تجربه می‌کند. فقط بخش کوچکی از درک و فهمی که انسان با تعامل رودررو به‌دست می‌آورد حاصل لغات است.

 

از دیگر وجوه ارتباط غیرکلامی حالت‌های چهره است؛ شامل خوشحالی، غمگینی، شگفتی، ترس، خشم و بیزاری که حالاتی همگانی و جهانی داشته و در همه جای جهان یکسان تعبیر و تفسیر می‌شوند. یک جنبه‌ی مهم ارتباط غیرکلامی بیان احساس از طریق چهره است.

 

در واقع حالت‌های چهره، حرکات و حالات بدنی به‌طور دائم برای تکمیل سخنان و نیز انتقال معانی هنگامی که عملاً‌ چیزی گفته نمی‌شود، مورداستفاده قرار می‌گیرد. حالت‌های حقیقی چهره معمولاً‌ پس از چهار یا پنج ثانیه ناپدید می‌شوند و لبخند یا ابراز تعجبی که بیش‌تر طول می‌کشد، می‌تواند به خوبی نشان‌دهنده فریب باشد.

 

هر یک از شکل‌های صحبت و فعالیت که زندگی روزانه ما پیرامون آن بنا گردیده، حالت چهره، اشارات یا وضع بدن می‌تواند برای شوخی‌کردن، نشان دادن استهزا یا شک و تردید مورداستفاده قرار گیرند. به‌عنوان مثال حالت تعجب در چهره خیلی طول می‌کشد، ممکن است به‌عنوان تقلیدی طنزآمیز به‌کار برده شود.

 

می‌توان از چهره مفهوم وسیع‌تری را یافت چرا که چهره نقش بسیار وسیعی در عملکرد و درک طرف مقابل از ما دارد. در زندگی روزانه، ما معمولاً‌ توجه زیادی به نگه‌داری یا حفظ‌کردن آبروی یکدیگر نشان می‌دهیم.

 

بنابراین زندگی هرروزه ما خودبه‌خود پیش نمی‌آید. همه ما بی‌آن‌که بدانیم، در کنش متقابلی که با دیگران داریم حالت چهره، وضع حرکات بدن را به‌دقت به‌طور مداوم کنترل می‌کنیم.

 

به‌عنوان مثال یک دیپلمات خوب باید بتواند در حالی که کاملاً‌ آسوده و آرام به‌نظر می‌رسد با دیگران که ممکن است با عقایدشان موافقت نداشته یا حتا به‌نظرش نفرت‌انگیز برسند کنش متقابل داشته باشد. میزان موفقیت در این امر می‌تواند در سرنوشت تمامی ملت‌ها مؤثر باشد. دیپلماسی ماهرانه می‌تواند تیرگی روابط بین ملت‌ها را برطرف کرده و از جنگ جلوگیری کند.

 

علائم غیرکلامی، نه‌تنها احساسات فرد را به تصویر می‌کشند بلکه اغلب نشان می‌دهند او چگونه با احساسات کنار می‌آید. به‌طور مثال ممکن است خشم خود را با کشیدگی و تنش عضلانی سرکوب کند و یا احساساتش را از طریق بر زمین کوبیدن پا، تکان دادن دست‌ها و محکم بستن در اتاق یا مواردی از این قبیل تخلیه کند.

 

احساسات افراد نسبت به روابطشان اساساً‌ از طریق رفتارهای غیرکلامی آنان منتقل می‌شود. هنگامی‌که افراد فاصله قابل‌توجهی از یکدیگر می‌گیرند، بدنشان را منقبض می‌کنند و از روبه‌روی هم قرار گرفتن یا تماس چشمی اجتناب می‌کنند.

 

از آن‌جا که رفتارهای غیرکلامی، ابزارهای اصلی انتقال هیجان‌ها هستند برای درک مهم‌ترین مواردی که دیگران با ما در میان می‌‌گذارند، اهمیت بسیار زیادی دارند. اوقاتی وجود دارد که هر یک از ما لغات را به نحوی به‌کار می‌بریم که برای پنهان‌کردن احساسات‌مان مناسب باشد.

 

گاه این تمایلات فریب‌کارانه در ضمیر ناهشیار ما پنهان می‌شوند و ما حتا از تلاش خود برای پنهان‌کاری آگاه نمی‌شویم. اما به همین ترتیب، هر یک از ما یاد گرفته‌ایم که زبان بدن را کنترل کنیم. ما آگاهانه یا ناآگاهانه، تلاش داریم بروز هیجان‌هایی را که از طریق رفتارهای غیرکلامی منتقل می‌شوند کنترل کنیم.

 

به‌طور مثال هنگامی که موضوعی برای ما از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است، ممکن است شانه‌هایمان را با نوعی بی‌تفاوتی فریب‌کارانه بالا بیندازیم یا ممکن است خشم خود را با لبخندی دروغین استتار کنیم زیرا بخش زیادی از ارتباط بین‌فردی را ارتباط غیرکلامی تشکیل می‌دهد.

 

تفسیر زبانِ تن یکی از مهم‌ترین مهارت‌های لازم در گوش‌دادنِ اثر بخش است. عناصر غیرکلامی ارتباط، به خصوص در درک احساسات شخصی دیگر اهمیت بسیار دارد. مردم اغلب می‌کوشند که احساسات‌شان را از طریق کنترل رفتارهای غیرکلامی خود مخفی نگه‌دارند اما این کار، در مقایسه با پنهان‌کاری، معمولاً‌ از موفقیت کم‌تری برخوردار است. گاه ممکن است که زبان بدن، بسیار واضح و آشکار باشد و گاه ممکن است که رمزگشایی آن، کار بسیار دشواری به‌نظر برسد.

 

هرگاه شنونده قادر باشد درک خود را از زبان بدن فرستنده به شکل مناسبی منعکس کند، ارتباط تا حد قابل‌توجهی بهبود می‌یابد.


 
comment نظرات ()