برخی کودکان با وجود برخورداری از توان گویایی سالم و نیز توانایی برقراری ارتباط
در برخی موقعیت ها و یا در مقابله با برخی افراد خاص، به طور ارادی سکوت نموده و یا
فقط با افراد خاصی ارتباط برقرار می کنند.
لال بودن گزینشی، یک اختلال عصبی در
دوران کودکی ست که در بیش تر مواقع، به صورت هم زمان با ترس ه...ای اجتماعی یا
اضطراب های جمعی به وجود می آید. کودکان مبتلا به این اختلال، به طور معمول از هوش
بالا و یا متوسطی برخوردارند، البته در موارد اندکی نیز وجود هوش پایین گزارش شده
است. هم چنین بیش تر این کودکان، دارای سیستم شنوایی و گویایی سالمی هستند، یعنی در
شنیدن و سخن گفتن و ارتباط برقرار کردن در شرایط معمولی و دلخواه شان، هیچ مشکلی
ندارند اما همین کودکان در موقعیت های خاص و در مکان هایی که دچار اضطراب یا نگرانی
می شوند، قادر به تکلم نخواهند بود و به ناگاه، توانایی صحبت کردن را از دست می
دهند و در برخی موارد، حتی قادر به برقراری ارتباط چشمی یا حرکات طبیعی هم
نیستند.
مشخصات بالینی و نشانه های بارز گنگی انتخابی (SM):
کودکان SM، اغلب
وحشت زیادی از برقراری ارتباط اولیه دارند و به طور معمول در مکان ها و موقعیت های
خاص، از پاسخ دادن و یا ارتباط برقرار کردن خودداری می کنند یا حتی پاسخ های غیر
شفاهی هم نمی دهند. براساس تحقیقات انجام گرفته، بیش از 90 درصد این کودکان، دارای
مشکل ترس اجتماعی یا نگرانی اجتماعی هستند که همین ترس، موجب شکل گیری اختلال
اضطرابی و به تدریج، ضعف اعتماد به نفس در آنان می شود.
کودکان مبتلا به « گنگی
انتخابی» گاهی ترجیح می دهند به جای صحبت کردن، با ابزارهای دیگری مانند حالات
بدنی، شکلک های مختلف، هل دادن یا کشیدن طرف مقابل و یا پنهان شدن در کنار پدر و
مادر، به برقراری ارتباط بپردازند. البته گاهی از یک لغت - آن هم به طور محدود-
استفاده می کنند .برخی از این کودکان، چهره ای بی احساس دارند که به ندرت می توان
لبخندی بر چهره ی آنان مشاهده نمود. گروهی دیگر، در موقعیت های اجتماعی، برخی واکنش
های اضطرابی را از خود نشان می دهند مانند تکان شدید سر، خاراندن سر، کندن موی سر،
فرار به گوشه ای دور از دیگران و گاز گرفتن لب ها. نکته ی جالب توجه در این کودکان،
این است که اغلب پدر و مادر آنان، عنوان می نمایند که کودک شان در منزل بسیار شاد،
پر جنب و جوش، جست و جوگر و اجتماعی ست و این، دلیل محکمی بر توانایی برقراری
ارتباط در این کودکان می باشد. برخی از روان شناسان کودک، اعتقاد دارند این کودکان
ذاتاً بسیار علاقه مند به ایجاد ارتباط با دیگران هستند و حتی در بسیاری از موقعیت
هایی که سکوت می کنند، با ژست ها، قیافه گرفتن ها، لال بازی و تکان دادن سر، تمایل
خود به ایجاد ارتباط را نشان می دهند.
برخی از مشخصه های بارز کودکان مبتلا به
اختلال گنگی انتخابی:
خجالتی بودن افراطی، انزوای اجتماعی، ترس از شرمساری،
وابستگی شدید به یکی از والدین، صفات تکانشی، منفی گرایی، خیال پردازی، بدقلقی،
اضطراب و نگرانی، پرخاشگری، ژست های خودکشی، فریاد زدن، مات و مبهوت نگریستن، کم
خوردن و ناراحتی مزاج، یبوست، پوشاندن چشم ها مقابل نور و...
دلایل بروز اختلال
گنگی انتخابی:
روان پزشکان اعتقاد دارند یکی از دلایل اصلی بروز این اختلال،
ایجاد نقص در کارکرد ناحیه ای از مغز به نام « آمیگدالا» است که مسؤول هماهنگ ساختن
رفتارهای انسان و عکس العمل های او با موقعیت های ترسناک می باشد و وظیفه ی اصلی
آن، بروز واکنش های محافظتی ست. بر این اساس، کم شدن آستانه ی تحریک « آمیگدالا»
موجب افزایش فعالیت آن در کودکان مبتلا به این اختلال می شود؛ در نتیجه این کودکان،
به صورت غیرواقعی احساس خطر بیش تری می کنند و برای جبران و پرهیز از احساس خطر، به
سکوت انتخابی می پردازند. برخی دیگر از دلایل بروز این اختلال، عبارتند از
:
*اختلال های روان شناختی پدر و مادر و پویایی های نابه هنجار
خانوادگی
*موقعیت های گوشه گیرانه ی خانوادگی و ترک بستگان
*وجود یک والد
خجالتی یا سرد و بدون ارتباط
*خانواده های از هم گسسته و جدایی پدر و
مادر
*وابستگی شدید و آشکار به مادر و اضطراب مادری
*افسردگی و وابستگی شدید
درون خانواده
*مهاجرت و تغییر فرهنگ از یک کشور به کشوری دیگر که موجب عدم تطبیق
ساخت قبلی فرهنگی با مدلی جدید می گردد.
*طرد کردن کودک و ترحم نسبت به او یا
توجه افراطی به فرزند دیگر
*سوء استفاده از کودک
*عدم اعتماد به نفس در
کودک
*ترس از تنبیه و سرزنش
*دوزبانه بودن خانواده در سنین 2 تا 4 سالگی یا
دوره ی زبان آموزی
نظرات ()بسیاری از مردها بر این باورند که زنها هرگز سر اصل مطلب نمیروند و خواسته خود را رک و پوستکنده بیان نمیکنند.
بسیاری از زنها هم فکر میکنند که مردها هنگام صحبت کردن خیلی رک، تند و خشن هستند. این مقاله توضیح میدهد چرا و چگونه اینگونه مشکلات را رفع کنید.
سالهاست که از ازدواج برنارد و برنادت میگذرد. یک روز، برنادت در حالی که شوهرش از کنار او میگذشت، با سادگی گفت: «میبینی، خیلی وقته که به رستوران نرفتهایم». برنارد در حالی که داخل یخچال دنبال بطری آب میگشت، قبل از اینکه برگردد و دوباره جلوی تلویزیون بنشیند با بیتفاوتی جواب داد: «درسته».بعد از یکی دو ساعت، برنارد متوجه میشود که مشکلی پیش آمده. اما چه مشکلی؟ بعد از چند ثانیه فکر کردن، متوجه موضوع میشود: خانه ساکت است. خیلی ساکت و این سکوت او را ناراحت میکند.
بعد از گذشت چند ثانیه دیگر، برنارد متوجه مشکل میشود که چند دقیقه است که همسرش هیچ حرفی نزده است. او که همیشه عادت داشت یکریز حرف بزند، حالا هیچ صدایی از او درنمیآید. زندگی مشترک در درازمدت از برنارد شوهری باتجربه ساخته است و او میداند وقتی همسرش سکوت میکند، این سکوت معنای خیلی بدی دارد. برای آنکه اوضاع از چیزی که هست خرابتر نشود، تصمیم میگیرد جلوی ناراحتی را بگیرد. بنابراین همسرش را صدا میزند: «برنادت! حالت خوبه؟» جوابی نمیشنود. از روی مبل بلند میشود و میبیند که برنادت در آشپزخانه با قیافهای درهم و گرفته مشغول آماده کردن شام است.
- «برنادت، چیزی شده؟»
برنادت بدون آنکه سرش را از اجاق برگرداند با صدایی خشک جواب داد: «همه چیز خیلی خوبه!»
- «مطمئنی که همه چیز روبهراهه؟»
- «معلومه، چرا نباید همه چیز روبهراه باشه؟! »
- «اگر مشکلی هست میتونی به من بگی.»
برنادت رویش را برمیگرداند و سیل عصبانیت، انتقاد و سرزنش را بیرون میریزد؛ برنارد به حرفهای او گوش نمیدهد! او فقط به فکر خودش است!
هیچ وقت، به احساسات او اهمیتی نمیدهد. از نظر برنارد او فقط به درد غذا درست کردن و انجام کارهای خانه میخورد و بس! ماههاست که آنها به رستوران نرفتهاند و وقتی او در مورد رفتن به رستوران با شوهرش حرف میزند، حتی این فکر هم به ذهن برنارد خطور نمیکند که او را به رستوران دعوت کند!
برنارد با تعجب میگوید: «اما اگه میخواستی به رستوران بری، پس چرا از من نخواستی؟»
برنادت پشت سر هم میگوید: «من در موردش باهات حرف زدم، تو هیچوقت به حرفهام گوش نمیکنی، از احساس بویی نبردی، تو یک هیولایی، پدر و مادرم قبلا بهم گفته بودند،...».
تفاوت رویکرد زن و مرد
چنانچه مشاجره بین این زن و مرد شما را به یاد خاطره دردناکی میاندازد، به این دلیل است که شما قبلا دچار مشکلات ارتباط کلامی شدهاید.
دلیل حرف زدن مردها و زنها یکسان نیست. بهطور خلاصه، مردها قبل از هر چیز، به منظور اطلاع رساندن و یافتن راه حلی برای مشکلاتشان حرف میزنند، در حالی که زنها، ابتدا برای برقراری روابط اجتماعی و فرونشاندن استرس و تخلیه نگرانیشان حرف میزنند.علاوه بر این تفاوتها، مشکل دیگری که مانع ارتباط بین زن و مرد میشود این است که مردها رک و مستقیم حرفشان را میزنند در حالی که زنها بهطور غیرمستقیم منظورشان را میرسانند.
جملات مستقیم، جملات غیرمستقیم
همانطور که در مورد برنارد دیدیم، اغلب مردها، زمانی که زنی از آنان چیزی درخواست میکند، به سختی منظور او را متوجه میشوند، زیرا زنها معمولا جملات غیرمستقیم بهکار میبرند، جملاتشان دوپهلو، نامعلوم و نامشخص است و از گفتن اصل مطلب طفره میروند. دست کم، این احساسی است که مردها نسبت به زنها دارند.
در عین حال، بسیاری از زنها بر این باورند که مردها کلامشان خیلی رک، پرخاشگرانه یا حتی به دور از نزاکت است و اینکه بعضی وقتها باید«بانزاکت باشند و کلامشان موجب آزردگی خاطر نشود».
در زیر جملاتی را میآوریم که همگی یک درخواست را میرسانند اما بعضی از این جملات نسبت به جملات دیگر واضحتر هستند:
1- منو به رستوران دعوت کن 2- می خواهی منو به رستوران دعوت کنی؟ 3- ممکنه منو به رستوران دعوت کنی؟ 4- فکر میکنی که میتونیم به رستوران بریم؟ 5- بهتر نیست بریم رستوران؟ و 6- دلت نمیخواد به رستوران بریم؟
جملههای بالا از جملات کاملا مستقیم شروع شده و به جملات کاملا غیرمستقیم ختم میشوند. مردها معمولا 3جمله اول را بهکار میبرند و این در حالی است که زنها ترجیح میدهند از 3 جمله آخر استفاده کنند.از نظر یک مرد، جمله همواره تابع هدفی مشخص است و باید مفید و واضح باشد. از اینرو چنانچه مردی تصمیم بگیرد که میخواهد همسرش را به رستوران ببرد، این خواسته را بدون ابهام و آب و تاب بیان خواهد کرد: «بریم رستوران».در عوض، زنها همه جوانب را در گفتوگو رعایت میکنند.
زنها نگهبانان آشیانه هستند. آنها باید هماهنگی و روابط خوب را حفظ کنند و از کشمکش و درگیری جلوگیری کنند. از اینرو ترجیح میدهند تفاوتهای ظریف کلامی را رعایت کنند و خیلی رک صحبت نکنند تا از این طریق از کشمکش و بگومگو جلوگیری کنند. به همین دلیل است که آنها از عباراتی چون: فکر میکنم، اگر اشتباه نکنم، بهنظرم، جملاتی از این قبیل زیاد استفاده میکنند.این ابهامات هیچ مشکلی میان زنان ایجاد نمیکند.در حقیقت، زنها برای پی بردن به تفاوتهای ظریف کلامی از استعداد زیادی برخوردار هستند و زبان بدن مخاطبان زن را به خوبی میفهمند. مغز زنها در این زمینه عملکرد بهتری نسبت به مردها دارد.
مشکل زمانی پیش میآید که یک زن هنگام گفتوگو با مرد صریح و روشن منظورش را بیان نکند. در حقیقت، مرد معمولا قادر نیست همه ظرافتهای کلامی و زبان بدن خانمش را درک کند. در نتیجه، پیام را دریافت نمیکند. مرد بیچاره هیچ چیزی نفهمیده است، کفری میشود و بحث و مشاجره بالا میگیرد و به دعوای بین زن و شوهر تبدیل میشود.
زمانی هم که مردها به مشکلی اشاره میکنند، مستقیما آنرا مطرح میکنند؛ مثلا میگویند:«فراموش کردی چراغو خاموش کنی» درحالی که زنها میگویند:«چراغو روشن گذاشتی؟».
چگونه مرد را ترغیب کنیم عملی را انجام دهد؟
وقتی زنی میپرسد: میتونی زباله را بیرون ببری؟ در حقیقت جمله سؤالی نیست بلکه منظورش این است: زباله را همین الان بیرون بذار! اما مرد اینگونه متوجه میشود: میتونی زباله را بیرون ببری؟ و اینگونه پاسخ خواهد داد: بله(بله یعنی میتونم این کار رو انجام بدم)، درحالی که زن اینگونه متوجه میشود: البته (البته یعنی همین الان بیرون میذارم). پاسخی که مرد میدهد به معنای قول و تعهد به انجام هیچ چیز نیست. به این ترتیب، فقط بهدلیل داستانی ساده در مورد زباله، بین زن و مرد ناراحتی و جدایی بهوجود میآید. «همیشه این منم که خودمو میکشم تا همه کارهای خونه رو انجام بدم.تو فقط یه پسربچه بیمسئولیتی! خسته نشدی اینقدر منو عاصی کردی!؟»
چنانچه زنها میخواهند که همسرشان کاری را انجام دهد، باید آن را واضح و صریح بیان کنند و خواسته خود را به گونهای بگویند که طرف مقابل متعهد به انجام آن شود. از اینرو سؤالاتی را که با «میتونی» یا «ممکنه» شروع میشوند کنار بگذارید و ترجیحا بیشتر سؤالاتتان را با «می خواهی» آغاز کنید. میخواهی لامپ رو درست کنی؟ درصورتی که مرد موافقتش را اعلام کند، از او بپرسید که دقیقا چه وقت قصد دارد این کار را انجام دهد.«بعد از اینکه فیلمم رو دیدم» یا «همینکه شام خوردم» پاسخهای مناسبی هستند اما «بهزودی» یا «بهمحض اینکه وقت پیدا کنم» پاسخهای قابل قبولی نیستند.
چگونه این مشکلات را حل کنیم؟
به منظور فائق آمدن بر این مشکلات، مردها باید متوجه باشند که زنها در صحبت کردن از روش غیرمستقیم استفاده میکنند؛ اینکه مدل حرف زدنشان به این صورت است و تابع هدفی مشخص است؛ حفظ هماهنگی. از اینرو دلیلی وجود ندارد که مردها از این بابت رنجیدهخاطر شوند. زمانی که خواسته زنها بهنظرشان مبهم میآید یا اینکه زن حاشیه میرود و خواستهاش را رک و پوست کنده نمیگوید، باید به آنها بگویند: «لطفا انتظاری را که از من داری دقیقا توضیح بده».از طرف دیگر، زنها هم باید بپذیرند که در زمینه ارتباط برقرارکردن نسبت به مردان از استعداد بیشتری برخوردار هستند و باید درک کنند که مردها مستقیما سر اصل مطلب میروند
نظرات ()
نظرات ()نشانه های جسمانی زیر را چک کنید تا متوجه شوید مفهوم حرکات چشمها و پاها زمانی که لبان همسرتان بسته است چیست.
علائم تمایلات عاطفی :
علائم تمایلات عاطفی همانند علائم دلربایی است، فقط کمی شدیدتر و با افت و خیز بیشتر. تماسهای چشمی افزایش یافته و طولانی تر می گردد. مردمک متسع شده بیانگر بیداری احساس است. برخی حالتها و ژستها نیز میتواند نشانه واضحی باشد. معمولا اینگونه رفتار علنی در زمانی است که زن و شوهر با یکدیگر تنها باشند.
عکس العمل شما : همسرتان آماده است، بنابراین با مهربانی پاسخ او را بدهید. با او صمیمیت بیشتری برقرار کنید، رفتارش را تکرار نمایید و تماسهای چشمی را افزایش دهید.
دل ربایی :
تشخیص زنانی که سعی در جلب توجه شوهرشان دارند آسان است، در حقیقت تمامی جلوه های زبان جسمانی و حرکات بدنی آنها دچار تحولی شگرف می گردد. در ابتدا آنها بسمت شوهرشان متمایل شده و تماسهای چشمی بسیاری برقرار می کنند. آنان بیش از معمول خندیده و دائما لبخند می زنند، صرفه نظر از اینکه گفته شوهرشان بامزه بوده باشد یا خیر. آنها لبهای خود را به هم می فشارند. در کل چهره شان سرزنده تر است.
زنان دلربا همچنین حالت بی تابی و بیقراری بیشتری دارند و معمولا این حالت از لمس کردن جواهرات، چرخاندن حلقه و کشیدن گردنبند مشخص می گردد. علت هیجانات عصبی است؛ چون ضربان قلب آنها نسبت به حالت عادی اندکی بیشتر شده و برای رهایی از تنش نیاز به روزنه ای پیدا می کنند.
ممکن است با موهایشان نیز بازی کنند و دستشان را بطور غیر معمول روی دست دیگر قرار دهند که ممکن است نشانگر این باشد که مایلند شوهرشان به همان صورت دست او را بگیرد.
عکس العمل شما : اگر همسرتان اغلب یا تمامی نشانه های دلربایی فوق را بنمایش گذاشت، احساس اطمینان نموده و با جدیت و دلگرمی حرکت کنید. اساسا، اعمال وی چراغ سبزی برای شما جهت شروع کاری ( شستن ظرفها! ) می باشد.
بی علاقگی :
علائم فیزیکی که حاکی از فقدان علاقه خیلی زیاد شبیه معکوس نشانه های دلربایی هستند. برای مثال اگر با دختری در دومین جلسه آشنایی در حال گپ زدن باشید و او مرتبا نگاهش را بجای شما به چیزهای دیگر معطوف نماید، یا به شما علاقمند نیست یا دختری خجالتی است. اگر کاملا آرام بوده و درعین حال بندرت لبخند بزند، احتمالا جذب شما نشده است. بخاطر داشته باشید که گفتگوی سرزنده و حتی نیمه عصبی و ژست هایی که با انقباض اعضای بدن همراه باشد نشانه گرایش است، بنابراین رفتار خشک و بی روح عکس آنرا نشان میدهد.
نشانه های دیگر بی علاقگی می تواند دور شدن نسبت به شما و جمع کردن دستها بصورت متقاطع می باشد. عمل جمع کردن دستها بصورت متقاطع بطور واضح بیانگر این است که او از لحاظ فکری و جسمی گرایشی به شما ندارد.
عکس العمل شما : در چنین شرایطی راه حل بخصوصی وجود ندارد. چند بار سعی کردن برای بدست آوردن دل او به کسی صدمه ای نمی زند. اگر چه از هر 10 مورد 9 مورد بی نتیجه باقی می ماند، بنابراین زیاد خودتان را خسته نکنید.
احساس ناسازگاری :
نظرات ()چشمها فقط میگویند که در بدن خبرهایی هست. بعد از آن دیگر به عهده پزشکان است که
آن خبر خوب یا بد را پیدا کنند!
عنبیه پولکی:
افرادی
انعطافپذیر، اجتماعی و در عین حال حساس که بیشتر بر پایه احساساتشان تصمیم
میگیرند.
عنبیه
شبکهای:
اشخاصی احساساتی، دیرجوش و تحلیلگر که خوب میدانند در هر
شرایطی چه تصمیمی بگیرند.
عنبیه
کتانی:
رایجترین شکل عنبیه در میان انسانها، کسانی که بیش از دیگران به
شرایط خود آگاهند.
عنبیه
ابریشمی:
انسانهایی قوی، قانونمدار، از نظر جسمی سالم، سختکوش و
باپشتکار.
عنبیه
ابریشمی-کتانی:
انسانهایی بسیار پرانرژی که خیلی سخت خسته شده و از پا
میافتند.
نظرات ()آرزوهای دور و درازی دارند و کمی جاه طلب هستند. مغرور و
خودخواهند و اول از همه به منافع خودشان فکر میکنند. زیاد اهل کنجکاوی و سرک
کشیدن در زندگی و ماجراهای دیگران نیستند. تا جای ممکن سعی میکنند خودشان را از هر
قضیهای دور نگه دارند. آرامند و اهل هیاهو نیستند.
نظرات ()آدمهایی جست و جوگر که دوست دارند سر از کار همه
دربیاورند.اگرچه این آدمها معمولا خیلی رمانتیک هستند اما هیچ وقت به خودشان اجازه
نمیدهند در عشق و علاقه به کسی از حد و حدود عقل و منطق منحرف شوند. در واقع با
همه احساساتی که دارند آدمهایی واقع بین هستند. پشتکار خوبی دارند و از این که
بتوانند کاری را به سرانجام برسانند لذت میبرند. برای همین است که اغلب موفق
هستند.
نظرات ()چشمهای گرد بیخیالی و راحتی صاحبش را نشان میدهد. آدمهایی
که دارای چشمهای باریکی هستند معمولا جاهطلب و بلندپروازند. آنهایی که چشم
هایشان کمی زاویه دار است و حالت چشم هایشان گرد نیست بر خلاف ظاهر خشنی که این نوع
چشمها به صاحبشان میدهد آدمهای حساس و با عاطفهای میشوند. آنهایی که چشمهای
ریزی دارند معمولا مدیران خوبی هستند، کسانی که میدانند هر شرایطی را چه طور کنترل
کنند و از هر موقعیتی به نفع خودشان بهره بگیرند. آدمهایی که چشمهایی گرد با
دایرهای کامل دارند در مقایسه با آدمهایی که چشمهای کشیدهای دارند احساساتیتر
هستند. چشمهای باریک معمولا صاحبانی منطقی دارند که به هر چیزی از منظر منطقی و
عقلانی اش نگاه میکند. اگر حالت چشمها و ابروها با هم طوری باشد که در گوشههای
صورت زاویه دار باشند به این معناست که آن فرد آدمی مثبت اندیش است و به قول معروف
هیچ وقت بد به دلش راه نمیدهد. آدمهای بدبین معمولا حالت ابروها و چشم هایشان به
سمت پایین است، برعکس خوش بینها که نوک چشمها و ابروهایشان همیشه زاویهای رو به
بالا دارد. در علم چهره خوانی چینیها آنهایی که چشمهای درشتی دارند معمولا
آدمهایی هستند که دوست دارند زندگی شادی داشته باشند. آنها آدمهای شادی هستند و
هر قدر هم که به حالت افسردگی برسند باز هم ذاتا شاد و خوشحالند. البته آنها در
مقایسه با کسانی که چشمهای ریزی دارند کمتر اعتماد به نفس دارند و کلا کمتر از
شرایط زندگیشان احساس رضایت میکنند. چشم ریزها معمولا آدمهای خودخواهی هستند.
این وسط فاصله میان دو چشم هم در تشخیص شخصیت آدمها بیتاثیر نیست. در هر آدمی
فاصله بین دو چشم اش باید به اندازه یک چشم خودآن آدم باشد. در غیر این صورت اگر
چشمها زیاد به هم نزدیک یا دور باشند میشود از روی علم چهره شناسی چینیها به راز
و رمز درون هر کدامشان پی برد. ابروها هم همین طور. بهترین ابرو برای هر قیافهای
باید از انتهای داخلی چشم شروع شود و در قسمت پایانی دیگر چشم تمام شود. البته حالت
مطبوعش این است که ابروها کمی کشیدهتر از چشمها باشند. ابروهای زاویه دار یا هشتی
مال آدمهای خودخواه و مغرور است
نظرات ()